رفتن به بالا
  • جمعه - ۲ مهر ۱۴۰۰ - ۱۵:۱۴
  • کد خبر : ۳۲۵۸
  • چاپ خبر : یادداشت امروز/ گردان حمزه سیدالشهدا (ع) شهرستان دلفان چگونه تشکیل شد؟
یاداشت امروز

یادداشت امروز/ گردان حمزه سیدالشهدا (ع) شهرستان دلفان چگونه تشکیل شد؟

آقای رحیم صفوی که جانشین وقت نیروی زمینی سپاه بود، از فرمانده گردان حمزه پرسید نیروهای شما در چه مدت زمانی می توانند خط دشمن را بشکنند؟ آقای بلفت گفت: حاجی ، یک دقیقه!

امام خمینی (ره) می فرمایند:ما در جنگ پرده از چهره تزویر جهانخواران کنار زدیم ، ما در جنگ دوستان و دشمنان را شناختیم، ما درجنگ به این نتیجه رسیدیم که باید روی پای خود بایستیم ،ما درجنگ ابهت دو ابر قدرت شرق وغرب راشکستیم، مادر جنگ ریشه های انقلاب اسلامییمان را محکم کردیم، ما درجنگ حس برادری ووطن دوستی رادرنهاد یکایک مردممان بارورکردیم.

مقام معظم رهبری می فرمایند : همه کسانیکه در جنگ تحمیلی هشت ساله، چه با حضور خود یا فرزندان و عزیزانشان حضور و فعالیتی داشته اند ،مخصوصا خانواده شهیدان عزیز و جانبازان و اسیران گرامی ، باید بدانند که در امتحان بزرگ شرکت کرده و در آن سربلند بیرون امده اند.

پس از اینکه تیپ ۵۷ ابولفضل(ع) درانجام ماموریت های خود موفق گردید ، درسال ۶۴-۶۵ دستور ارتقا آن به لشگر از طرف فرماندهی کل سپاه صادر شد به همین منظور قرار شد برای بالا بردن توان رزمی لشگر برای هر شهرستان یک گردان رزمی خاص نیروهای آن شهر تاسیس گردد.

گردان حمزه سیدالشهدا(ع) شهرستان دلفان در سال ۶۵ در همان راستا تشکیل گردید. در این زمان بیشتر فرماندهان دلفانی در یگان های دیگر، نظیر یگان قائم (عج) سپاه بوکان و دیگر نقاط مشغول خدمت بودند.

از این رو پس از تشکیل گردان، برادر علی بلفت از فرماندهان وقت لشگر بعنوان اولین فرمانده گردان انتخاب و برادران سید ابولقاسم موسوی و علی نجات زارعی بعنوان معاونین ایشان مشغول خدمت گردیدند.

قابل ذکر است که تا این زمان نیروهای رزمنده شهرستان دلفان علاوه بر گردان کمیل و گردان انصار از لشگر ۵۷ دریگان های دیگر نظیر یگان قائم ، سپاه بوکان و دیگر نقاط کردستان مشغول انجام ماموریت بودند.

گردان حمزه با سه گروهان کربلا،جماران و امام حسین(ع) که همه از برادران بسیج و پاسدار شهرستان دلفان بودند پس از سازماندهی کم کم آماده اجرای ماموریت گردید . گردان شهرستان دلفان در ابتدا جهت ایجاد آمادگی لازم به عنوان پدافند درمنطقه دربندی خان مستقر شدند.

در سال ۶۶ جهت اجرای عملیات در منطقه ماووت عراق به همراه گردان انبیاء خرم آباد شبانه از رودخان ذاب، عبور و یک شبانه روز در زیر باران شدید دردامنه ارتفاعات قمیش مستقر تا به هنگام غروب افتاب به خط دشمن حمله و آن را تصرف نمایند، اما فرماندهان جنگ به تصمیم نهایی نرسیدن و قرار شد گردان های عملیاتی یک شبانه روز دیگر درهمان مکان همچنان استقرار داشته باشند تا زمینه اجرای عملیات فراهم گردد.

روز بعد فرماندهان جنگ تصمیم به لغو عملیات گرفتند ، فرمانده لشگر با من تماس گرفت و گفت « گوشی بی سیم قرارگاه تاکتیکی را بردار و دقیقا هر چه من میگویم به آنها منتقل کن، گوشی را برداشتم. حاج نوری گفت بگو این ابلاغیه از طرف او می باشد:”تمام نیروها باید به موقعیت ما برگردنندو با توجه به ذیق وقت هیچ تعللی نکنند”.

پس از مدتی فرمانده قرارگاه تاکتیکی اعلام کرد آقای بلفت فرمانده گردان حمزه می گوید، نیروهای من به سنگرهای دشمن نزدیک شده اند و مایل به باز گشت نمی باشند! من موضوع را فوری به اطلاع حاجی رساندم ،ایشان گفت مجدد خودت با او حرف بزن و بگو این مسئله جدیست ، به هر حال آن عملیات لغو و نیروها به عقب برگشتند.

چون در آن زمان سلسله عملیات ها به نام نصر انجام می گرفت رزمندگان ما نام آنرا (نصرهیچ) گذاشتن!

پس از مدت کوتاهی قرار شد عملیات در همان منطقه ولی این بار بر روی ارتفاع گرده رش انجام گیرد، سه گردان حمزه سید الشهدا (ع)، انبیا و شهدا آماده عملیات شدند. درجلسه هماهنگی قبل از عملیات، آقای رحیم صفوی که جانشین وقت نیروی زمینی سپاه بود حضور داشت. او از فرمانده گردان حمزه پرسید نیروهای شما درچه مدت زمانی می توانند خط دشمن را بشکنند؟

آقای بلفت گفت: حاجی یک دقیقه! همه حاضرین درجلسه و خود آقای صفوی خندیدند، فضای جلسه کمی عوض شد، آقای صفوی دوباره پرسید جدی بگویید چقدر وقت لازم دارید،؟ گفت حاجی ۵۰ ثانیه. این بار خنده حضاربیشتر شد.

شب عملیات علی رغم اینکه درهمان لحظه اولیه آقای بلفت روی مین رفت و یک دست و یک پایش (از مچ) قطع گردیده بود به نیروها سفارش میکرد زودتر خط رابشکنید.

چند روز بعد حاج کشکولی که در آن زمان معاون ستاد سپاه ششم بود در تماس با حاج نوری میگوید خبر زخمی شدن بلفت را از اقای صفوی شنیدم او گفته بود واقعا نیروهای آن گردان شجاعانه و در کمترین زمان ممکن خط را شکستند!

علی محمد نظری

اخبار مرتبط